close
رزرو آنلاین هتل
تور چین
مشاهیر این مرز و بوم

روستای شهید پرور پوده

مشاهیر این مرز و بوم
امروز دوشنبه 28 آبان 1397
تبليغات تبليغات

«دکتر ابوتراب نفیسی»

«دکتر ابوتراب نفیسی»، فرزند مرحوم «عبدالمهدی»، به سال 1293 ه ش، در قریه «پورده سیرون»، در سفلای اصفهان به دنیا آمد. وی دوره ابتدایی را در مدت سه سال و نیم تمام کرد و در سال 1310 از دبیرستان «سعدی» اصفهان فارغ التحصیل شد. سپس  وارد دانشکده پزشکی «دانشگاه تهران» شد و، در سال 1316، با رتبه ممتاز از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.

    دکتر نفیسی، پس از گذراندن خدمت وظیفه سربازی در اصفهان، متصدی درمانگاه «کازرونی» این شهر شد و در سال 1325 به سمت دانشیار رشته «گیاهشناسی» آموزشگاه عالی بهداری انتخاب شد. در سال 1327، به سمت دانشیاری رشته «بالینی داخلی» و «قلب و عروق» آموزشگاه عالی بهداری و دانشکده بهداری منصوب شد؛ و سپس رئیس بخش داخلی شد و در نهایت نیز، در سال 1336، به استادی در رشته بالینی داخلی نایل شد.
دکتر نفیسی در سالهای 1331  تا 1338 رشته تکمیلی «قلب» را در دانشگاه «هاروارد» گذراند و توانست در رشته قلب و عروق تخصص بگیرد. در پی آن، برای کارهای مطالعاتی و شرکت در همایشهای علمی، به نقاط مختلف جهان سفر کرد. 
    دکتر نفیسی در سال 1342 از «ژنرال دوگل» – رئیس جمهور وقت فرانسه – نشان «بهداشت عمومی» گرفت و در همین سال به سمت ریاست دانشکده «پزشکی و داروسازی» و مدیر گروه «داخلی و اطفال» دانشگاه اصفهان منصوب شد. وی در ادامه اجرای امور علمی و پژوهشی خود به عضویت «انجمن قلب شناسان امریکا»، «انجمن پزشکان انگلستان»، عضویت در گروه نگارش مجله های دانشگاههای ایران و مجله «خاور میانه» لبنان (که به زبان فرانسه منتشر می شد)، در آمد و از سال 1344  به انجمن نگارش «مجله دانشگاه پزشکی تهران» پیوست.

     دکتر ابوتراب نفیسی در سال 1345 از طرف شورای مرکزی دانشگاه به مدت سه سال به سمت ریاست دانشگاه «پزشکی و داروسازی» منصوب شد. همکاران و نزدیکان دیگر دکتر نفیسی اذعان دارند که وی نه به عنوان پزشک، که به عنوان حکیم، مطرح است. آنها می گویند که وی هنگام مداوای بیماران توجه خاصی به ویژگیهای روحی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و وضعیت سکونتی بیماران دارد. توجه به این موارد به ایجاد ارتباط صمیمی با بیمار منجر می شود و در نهایت باعث سرعت گرفتن روند درمان بیمار می شود.
 دکتر نفیسی، علاوه بر بینش و دانش کافی در پزشکی جدید، اصلاعات و دانسته های فراوانی در طب قدیم دارد. «دکتر فرخ سعیدی»، از همکاران ایشان، معتقد است که دکتر نفیسی محل تلاقی و وحدت بین طب قدیم و طب جدید است ... ما در بحث طب قدیم و جدید خیلی دچار افراط و تفریط شده ایم، اما استاد بخوبی تجسم این دو نگرش را در خود جمع کرده است. هم کتاب «دکتر و کاردیوگرافی» می نویسد و هم کتاب «رازی» را ترجمه می کند؛ و در کنار آن، عقاید سنتی مردم ایران را در مورد مسائل پزشکی می نگارد. خلاصه، دکتر نفیسی  مجموعه ای از پزشکی جدید و طب قدیم است.

    تاکنون، 15 کتاب و 84 مقاله از وی به چاپ رسیده است. از نوشته های وی می توان به این عنوانها اشاره کرد:
-  پژوهش در مبانی عقاید سنتی پزشکی مردم ایران
-  خواص خوردنیها و آشامیدنیها
-  نشانه شناسی سینه 
-  نشانه شناسی دستگاه هاضمه
-  بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه 
-  دین خدا اسلام است.
-  بررسی و تحلیل مشکلات جوانان
-  بعثت 
-  بررسی روزه از نظر طبی
-  تحقیق درباره مهر نبوت، حضرت خاتم الانبیا (ص) 
-  بررسی و نشانه های نوعی سمی که حضرت محمد (ص) و برخی از امامان معصوم را با آن مسموم کرده اند.
-  انسان یا شاهکار خلقت؛ انسان جانشین خدا در زمین

   در اینجا، قسمتی از خاطرات جالب دکتر نفیسی از سالهای طولانی تلاش و پژوهشش را برای علاقه مندان می آوریم:

 از سال دوم تأسیس آموزشگاه عالی بهداری، مسئله آموزش علمی به میان آمد. اداره فرهنگ آن زمان موافقت کرد که یکی از اتاقهای دبیرستان «سعدی» را برای تأسیس کلاس در اختیار آموزشگاه این دبیرستان استفاده کنند که در آن روزگار کاملترین آزمایشگاه در اصفهان بود.

     با پیشرفت آموزشگاه عالی بهداری و مسئله درس عملی، نیاز به سالن تشریح احساس شد که سرانجام، با موافقت اداره فرهنگ و استانداری، گاراژ فعلی استانداری و محوطه پشت آن - که متعلق به اداره فرهنگ بود - برای این منظور در نظر گرفته شد. در همین زمان، مخالفهای پیشرفت علم و دانش در شهر شایع کردند که عده ای کافر بیماران زنده را در الکل نگهداری می کنند و بعد با چاقو تکه تکه می کنند! جریان به اطلاع استاندار رسید، وی هم خواست که با حضور رئیس آموزشگاه از یکی از روحانیان معتمد دعوت شود که از سالن تشریح دیدار کند تا حقیقت امر روشن شود. روز بعد، مرحوم «محمد باقر الفت»، فرزند ارشد «آقای نجفی» (که مردی درخور اعتماد همگان بود)، از سالن تشریح دیدن کرد و از نزدیک شاهد کار بود و در آخر از آنان بسیار تقدیر کرد. در 25 تیر 1326 هم بیمارستان «خورشید» را - که در اختیار بهداری اصفهان بود - به آموزشگاه عالی بهداری دادند.

«دکتر ابوتراب نفیسی»، فرزند مرحوم «عبدالمهدی»، به سال 1293 ه ش، در قریه «پورده سیرون»، در سفلای اصفهان به دنیا آمد. وی دوره ابتدایی را در مدت سه سال و نیم تمام کرد و در سال 1310 از دبیرستان «سعدی» اصفهان فارغ التحصیل شد. سپس  وارد دانشکده پزشکی «دانشگاه تهران» شد و، در سال 1316، با رتبه ممتاز از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.

روزنامه همشهری نهم آذر 86، خبر درگذشت دکتر ابوتراب نفیسی در اصفهان را طی چند سطر کوتاه و مختصر منتشر کرد.روانش شاد باد

    دکتر نفیسی، پس از گذراندن خدمت وظیفه سربازی در اصفهان، متصدی درمانگاه «کازرونی» این شهر شد و در سال 1325 به سمت دانشیار رشته «گیاهشناسی» آموزشگاه عالی بهداری انتخاب شد. در سال 1327، به سمت دانشیاری رشته «بالینی داخلی» و «قلب و عروق» آموزشگاه عالی بهداری و دانشکده بهداری منصوب شد؛ و سپس رئیس بخش داخلی شد و در نهایت نیز، در سال 1336، به استادی در رشته بالینی داخلی نایل شد.
دکتر نفیسی در سالهای 1331  تا 1338 رشته تکمیلی «قلب» را در دانشگاه «هاروارد» گذراند و توانست در رشته قلب و عروق تخصص بگیرد. در پی آن، برای کارهای مطالعاتی و شرکت در همایشهای علمی، به نقاط مختلف جهان سفر کرد. 
    دکتر نفیسی در سال 1342 از «ژنرال دوگل» – رئیس جمهور وقت فرانسه – نشان «بهداشت عمومی» گرفت و در همین سال به سمت ریاست دانشکده «پزشکی و داروسازی» و مدیر گروه «داخلی و اطفال» دانشگاه اصفهان منصوب شد. وی در ادامه اجرای امور علمی و پژوهشی خود به عضویت «انجمن قلب شناسان امریکا»، «انجمن پزشکان انگلستان»، عضویت در گروه نگارش مجله های دانشگاههای ایران و مجله «خاور میانه» لبنان (که به زبان فرانسه منتشر می شد)، در آمد و از سال 1344  به انجمن نگارش «مجله دانشگاه پزشکی تهران» پیوست.

     دکتر ابوتراب نفیسی در سال 1345 از طرف شورای مرکزی دانشگاه به مدت سه سال به سمت ریاست دانشگاه «پزشکی و داروسازی» منصوب شد. همکاران و نزدیکان دیگر دکتر نفیسی اذعان دارند که وی نه به عنوان پزشک، که به عنوان حکیم، مطرح است. آنها می گویند که وی هنگام مداوای بیماران توجه خاصی به ویژگیهای روحی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و وضعیت سکونتی بیماران دارد. توجه به این موارد به ایجاد ارتباط صمیمی با بیمار منجر می شود و در نهایت باعث سرعت گرفتن روند درمان بیمار می شود.
 دکتر نفیسی، علاوه بر بینش و دانش کافی در پزشکی جدید، اصلاعات و دانسته های فراوانی در طب قدیم دارد. «دکتر فرخ سعیدی»، از همکاران ایشان، معتقد است که دکتر نفیسی محل تلاقی و وحدت بین طب قدیم و طب جدید است ... ما در بحث طب قدیم و جدید خیلی دچار افراط و تفریط شده ایم، اما استاد بخوبی تجسم این دو نگرش را در خود جمع کرده است. هم کتاب «دکتر و کاردیوگرافی» می نویسد و هم کتاب «رازی» را ترجمه می کند؛ و در کنار آن، عقاید سنتی مردم ایران را در مورد مسائل پزشکی می نگارد. خلاصه، دکتر نفیسی  مجموعه ای از پزشکی جدید و طب قدیم است.

    تاکنون، 15 کتاب و 84 مقاله از وی به چاپ رسیده است. از نوشته های وی می توان به این عنوانها اشاره کرد:
-  پژوهش در مبانی عقاید سنتی پزشکی مردم ایران
-  خواص خوردنیها و آشامیدنیها
-  نشانه شناسی سینه 
-  نشانه شناسی دستگاه هاضمه
-  بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه 
-  دین خدا اسلام است.
-  بررسی و تحلیل مشکلات جوانان
-  بعثت 
-  بررسی روزه از نظر طبی
-  تحقیق درباره مهر نبوت، حضرت خاتم الانبیا (ص) 
-  بررسی و نشانه های نوعی سمی که حضرت محمد (ص) و برخی از امامان معصوم را با آن مسموم کرده اند.
-  انسان یا شاهکار خلقت؛ انسان جانشین خدا در زمین

   در اینجا، قسمتی از خاطرات جالب دکتر نفیسی از سالهای طولانی تلاش و پژوهشش را برای علاقه مندان می آوریم:

 از سال دوم تأسیس آموزشگاه عالی بهداری، مسئله آموزش علمی به میان آمد. اداره فرهنگ آن زمان موافقت کرد که یکی از اتاقهای دبیرستان «سعدی» را برای تأسیس کلاس در اختیار آموزشگاه این دبیرستان استفاده کنند که در آن روزگار کاملترین آزمایشگاه در اصفهان بود.

     با پیشرفت آموزشگاه عالی بهداری و مسئله درس عملی، نیاز به سالن تشریح احساس شد که سرانجام، با موافقت اداره فرهنگ و استانداری، گاراژ فعلی استانداری و محوطه پشت آن - که متعلق به اداره فرهنگ بود - برای این منظور در نظر گرفته شد. در همین زمان، مخالفهای پیشرفت علم و دانش در شهر شایع کردند که عده ای کافر بیماران زنده را در الکل نگهداری می کنند و بعد با چاقو تکه تکه می کنند! جریان به اطلاع استاندار رسید، وی هم خواست که با حضور رئیس آموزشگاه از یکی از روحانیان معتمد دعوت شود که از سالن تشریح دیدار کند تا حقیقت امر روشن شود. روز بعد، مرحوم «محمد باقر الفت»، فرزند ارشد «آقای نجفی» (که مردی درخور اعتماد همگان بود)، از سالن تشریح دیدن کرد و از نزدیک شاهد کار بود و در آخر از آنان بسیار تقدیر کرد. در 25 تیر 1326 هم بیمارستان «خورشید» را - که در اختیار بهداری اصفهان بود - به آموزشگاه عالی بهداری دادند.

«دکتر ابوتراب نفیسی»، فرزند مرحوم «عبدالمهدی»، به سال 1293 ه ش، در قریه «پورده سیرون»، در سفلای اصفهان به دنیا آمد. وی دوره ابتدایی را در مدت سه سال و نیم تمام کرد و در سال 1310 از دبیرستان «سعدی» اصفهان فارغ التحصیل شد. سپس  وارد دانشکده پزشکی «دانشگاه تهران» شد و، در سال 1316، با رتبه ممتاز از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.

روزنامه همشهری نهم آذر 86، خبر درگذشت دکتر ابوتراب نفیسی در اصفهان را طی چند سطر کوتاه و مختصر منتشر کرد.روانش شاد باد

    دکتر نفیسی، پس از گذراندن خدمت وظیفه سربازی در اصفهان، متصدی درمانگاه «کازرونی» این شهر شد و در سال 1325 به سمت دانشیار رشته «گیاهشناسی» آموزشگاه عالی بهداری انتخاب شد. در سال 1327، به سمت دانشیاری رشته «بالینی داخلی» و «قلب و عروق» آموزشگاه عالی بهداری و دانشکده بهداری منصوب شد؛ و سپس رئیس بخش داخلی شد و در نهایت نیز، در سال 1336، به استادی در رشته بالینی داخلی نایل شد.
دکتر نفیسی در سالهای 1331  تا 1338 رشته تکمیلی «قلب» را در دانشگاه «هاروارد» گذراند و توانست در رشته قلب و عروق تخصص بگیرد. در پی آن، برای کارهای مطالعاتی و شرکت در همایشهای علمی، به نقاط مختلف جهان سفر کرد. 
    دکتر نفیسی در سال 1342 از «ژنرال دوگل» – رئیس جمهور وقت فرانسه – نشان «بهداشت عمومی» گرفت و در همین سال به سمت ریاست دانشکده «پزشکی و داروسازی» و مدیر گروه «داخلی و اطفال» دانشگاه اصفهان منصوب شد. وی در ادامه اجرای امور علمی و پژوهشی خود به عضویت «انجمن قلب شناسان امریکا»، «انجمن پزشکان انگلستان»، عضویت در گروه نگارش مجله های دانشگاههای ایران و مجله «خاور میانه» لبنان (که به زبان فرانسه منتشر می شد)، در آمد و از سال 1344  به انجمن نگارش «مجله دانشگاه پزشکی تهران» پیوست.

     دکتر ابوتراب نفیسی در سال 1345 از طرف شورای مرکزی دانشگاه به مدت سه سال به سمت ریاست دانشگاه «پزشکی و داروسازی» منصوب شد. همکاران و نزدیکان دیگر دکتر نفیسی اذعان دارند که وی نه به عنوان پزشک، که به عنوان حکیم، مطرح است. آنها می گویند که وی هنگام مداوای بیماران توجه خاصی به ویژگیهای روحی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و وضعیت سکونتی بیماران دارد. توجه به این موارد به ایجاد ارتباط صمیمی با بیمار منجر می شود و در نهایت باعث سرعت گرفتن روند درمان بیمار می شود.
 دکتر نفیسی، علاوه بر بینش و دانش کافی در پزشکی جدید، اصلاعات و دانسته های فراوانی در طب قدیم دارد. «دکتر فرخ سعیدی»، از همکاران ایشان، معتقد است که دکتر نفیسی محل تلاقی و وحدت بین طب قدیم و طب جدید است ... ما در بحث طب قدیم و جدید خیلی دچار افراط و تفریط شده ایم، اما استاد بخوبی تجسم این دو نگرش را در خود جمع کرده است. هم کتاب «دکتر و کاردیوگرافی» می نویسد و هم کتاب «رازی» را ترجمه می کند؛ و در کنار آن، عقاید سنتی مردم ایران را در مورد مسائل پزشکی می نگارد. خلاصه، دکتر نفیسی  مجموعه ای از پزشکی جدید و طب قدیم است.

    تاکنون، 15 کتاب و 84 مقاله از وی به چاپ رسیده است. از نوشته های وی می توان به این عنوانها اشاره کرد:
-  پژوهش در مبانی عقاید سنتی پزشکی مردم ایران
-  خواص خوردنیها و آشامیدنیها
-  نشانه شناسی سینه 
-  نشانه شناسی دستگاه هاضمه
-  بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه 
-  دین خدا اسلام است.
-  بررسی و تحلیل مشکلات جوانان
-  بعثت 
-  بررسی روزه از نظر طبی
-  تحقیق درباره مهر نبوت، حضرت خاتم الانبیا (ص) 
-  بررسی و نشانه های نوعی سمی که حضرت محمد (ص) و برخی از امامان معصوم را با آن مسموم کرده اند.
-  انسان یا شاهکار خلقت؛ انسان جانشین خدا در زمین

   در اینجا، قسمتی از خاطرات جالب دکتر نفیسی از سالهای طولانی تلاش و پژوهشش را برای علاقه مندان می آوریم:

 از سال دوم تأسیس آموزشگاه عالی بهداری، مسئله آموزش علمی به میان آمد. اداره فرهنگ آن زمان موافقت کرد که یکی از اتاقهای دبیرستان «سعدی» را برای تأسیس کلاس در اختیار آموزشگاه این دبیرستان استفاده کنند که در آن روزگار کاملترین آزمایشگاه در اصفهان بود.

     با پیشرفت آموزشگاه عالی بهداری و مسئله درس عملی، نیاز به سالن تشریح احساس شد که سرانجام، با موافقت اداره فرهنگ و استانداری، گاراژ فعلی استانداری و محوطه پشت آن - که متعلق به اداره فرهنگ بود - برای این منظور در نظر گرفته شد. در همین زمان، مخالفهای پیشرفت علم و دانش در شهر شایع کردند که عده ای کافر بیماران زنده را در الکل نگهداری می کنند و بعد با چاقو تکه تکه می کنند! جریان به اطلاع استاندار رسید، وی هم خواست که با حضور رئیس آموزشگاه از یکی از روحانیان معتمد دعوت شود که از سالن تشریح دیدار کند تا حقیقت امر روشن شود. روز بعد، مرحوم «محمد باقر الفت»، فرزند ارشد «آقای نجفی» (که مردی درخور اعتماد همگان بود)، از سالن تشریح دیدن کرد و از نزدیک شاهد کار بود و در آخر از آنان بسیار تقدیر کرد. در 25 تیر 1326 هم بیمارستان «خورشید» را - که در اختیار بهداری اصفهان بود - به آموزشگاه عالی بهداری دادند.

«دکتر ابوتراب نفیسی»، فرزند مرحوم «عبدالمهدی»، به سال 1293 ه ش، در قریه «پورده سیرون»، در سفلای اصفهان به دنیا آمد. وی دوره ابتدایی را در مدت سه سال و نیم تمام کرد و در سال 1310 از دبیرستان «سعدی» اصفهان فارغ التحصیل شد. سپس  وارد دانشکده پزشکی «دانشگاه تهران» شد و، در سال 1316، با رتبه ممتاز از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.

روزنامه همشهری نهم آذر 86، خبر درگذشت دکتر ابوتراب نفیسی در اصفهان را طی چند سطر کوتاه و مختصر منتشر کرد.روانش شاد باد

    دکتر نفیسی، پس از گذراندن خدمت وظیفه سربازی در اصفهان، متصدی درمانگاه «کازرونی» این شهر شد و در سال 1325 به سمت دانشیار رشته «گیاهشناسی» آموزشگاه عالی بهداری انتخاب شد. در سال 1327، به سمت دانشیاری رشته «بالینی داخلی» و «قلب و عروق» آموزشگاه عالی بهداری و دانشکده بهداری منصوب شد؛ و سپس رئیس بخش داخلی شد و در نهایت نیز، در سال 1336، به استادی در رشته بالینی داخلی نایل شد.
دکتر نفیسی در سالهای 1331  تا 1338 رشته تکمیلی «قلب» را در دانشگاه «هاروارد» گذراند و توانست در رشته قلب و عروق تخصص بگیرد. در پی آن، برای کارهای مطالعاتی و شرکت در همایشهای علمی، به نقاط مختلف جهان سفر کرد. 
    دکتر نفیسی در سال 1342 از «ژنرال دوگل» – رئیس جمهور وقت فرانسه – نشان «بهداشت عمومی» گرفت و در همین سال به سمت ریاست دانشکده «پزشکی و داروسازی» و مدیر گروه «داخلی و اطفال» دانشگاه اصفهان منصوب شد. وی در ادامه اجرای امور علمی و پژوهشی خود به عضویت «انجمن قلب شناسان امریکا»، «انجمن پزشکان انگلستان»، عضویت در گروه نگارش مجله های دانشگاههای ایران و مجله «خاور میانه» لبنان (که به زبان فرانسه منتشر می شد)، در آمد و از سال 1344  به انجمن نگارش «مجله دانشگاه پزشکی تهران» پیوست.

     دکتر ابوتراب نفیسی در سال 1345 از طرف شورای مرکزی دانشگاه به مدت سه سال به سمت ریاست دانشگاه «پزشکی و داروسازی» منصوب شد. همکاران و نزدیکان دیگر دکتر نفیسی اذعان دارند که وی نه به عنوان پزشک، که به عنوان حکیم، مطرح است. آنها می گویند که وی هنگام مداوای بیماران توجه خاصی به ویژگیهای روحی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و وضعیت سکونتی بیماران دارد. توجه به این موارد به ایجاد ارتباط صمیمی با بیمار منجر می شود و در نهایت باعث سرعت گرفتن روند درمان بیمار می شود.
 دکتر نفیسی، علاوه بر بینش و دانش کافی در پزشکی جدید، اصلاعات و دانسته های فراوانی در طب قدیم دارد. «دکتر فرخ سعیدی»، از همکاران ایشان، معتقد است که دکتر نفیسی محل تلاقی و وحدت بین طب قدیم و طب جدید است ... ما در بحث طب قدیم و جدید خیلی دچار افراط و تفریط شده ایم، اما استاد بخوبی تجسم این دو نگرش را در خود جمع کرده است. هم کتاب «دکتر و کاردیوگرافی» می نویسد و هم کتاب «رازی» را ترجمه می کند؛ و در کنار آن، عقاید سنتی مردم ایران را در مورد مسائل پزشکی می نگارد. خلاصه، دکتر نفیسی  مجموعه ای از پزشکی جدید و طب قدیم است.

    تاکنون، 15 کتاب و 84 مقاله از وی به چاپ رسیده است. از نوشته های وی می توان به این عنوانها اشاره کرد:
-  پژوهش در مبانی عقاید سنتی پزشکی مردم ایران
-  خواص خوردنیها و آشامیدنیها
-  نشانه شناسی سینه 
-  نشانه شناسی دستگاه هاضمه
-  بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه 
-  دین خدا اسلام است.
-  بررسی و تحلیل مشکلات جوانان
-  بعثت 
-  بررسی روزه از نظر طبی
-  تحقیق درباره مهر نبوت، حضرت خاتم الانبیا (ص) 
-  بررسی و نشانه های نوعی سمی که حضرت محمد (ص) و برخی از امامان معصوم را با آن مسموم کرده اند.
-  انسان یا شاهکار خلقت؛ انسان جانشین خدا در زمین

   در اینجا، قسمتی از خاطرات جالب دکتر نفیسی از سالهای طولانی تلاش و پژوهشش را برای علاقه مندان می آوریم:

 از سال دوم تأسیس آموزشگاه عالی بهداری، مسئله آموزش علمی به میان آمد. اداره فرهنگ آن زمان موافقت کرد که یکی از اتاقهای دبیرستان «سعدی» را برای تأسیس کلاس در اختیار آموزشگاه این دبیرستان استفاده کنند که در آن روزگار کاملترین آزمایشگاه در اصفهان بود.

     با پیشرفت آموزشگاه عالی بهداری و مسئله درس عملی، نیاز به سالن تشریح احساس شد که سرانجام، با موافقت اداره فرهنگ و استانداری، گاراژ فعلی استانداری و محوطه پشت آن - که متعلق به اداره فرهنگ بود - برای این منظور در نظر گرفته شد. در همین زمان، مخالفهای پیشرفت علم و دانش در شهر شایع کردند که عده ای کافر بیماران زنده را در الکل نگهداری می کنند و بعد با چاقو تکه تکه می کنند! جریان به اطلاع استاندار رسید، وی هم خواست که با حضور رئیس آموزشگاه از یکی از روحانیان معتمد دعوت شود که از سالن تشریح دیدار کند تا حقیقت امر روشن شود. روز بعد، مرحوم «محمد باقر الفت»، فرزند ارشد «آقای نجفی» (که مردی درخور اعتماد همگان بود)، از سالن تشریح دیدن کرد و از نزدیک شاهد کار بود و در آخر از آنان بسیار تقدیر کرد. در 25 تیر 1326 هم بیمارستان «خورشید» را - که در اختیار بهداری اصفهان بود - به آموزشگاه عالی بهداری دادند.

«دکتر ابوتراب نفیسی»، فرزند مرحوم «عبدالمهدی»، به سال 1293 ه ش، در قریه «پورده سیرون»، در سفلای اصفهان به دنیا آمد. وی دوره ابتدایی را در مدت سه سال و نیم تمام کرد و در سال 1310 از دبیرستان «سعدی» اصفهان فارغ التحصیل شد. سپس  وارد دانشکده پزشکی «دانشگاه تهران» شد و، در سال 1316، با رتبه ممتاز از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.

روزنامه همشهری نهم آذر 86، خبر درگذشت دکتر ابوتراب نفیسی در اصفهان را طی چند سطر کوتاه و مختصر منتشر کرد.روانش شاد باد

    دکتر نفیسی، پس از گذراندن خدمت وظیفه سربازی در اصفهان، متصدی درمانگاه «کازرونی» این شهر شد و در سال 1325 به سمت دانشیار رشته «گیاهشناسی» آموزشگاه عالی بهداری انتخاب شد. در سال 1327، به سمت دانشیاری رشته «بالینی داخلی» و «قلب و عروق» آموزشگاه عالی بهداری و دانشکده بهداری منصوب شد؛ و سپس رئیس بخش داخلی شد و در نهایت نیز، در سال 1336، به استادی در رشته بالینی داخلی نایل شد.
دکتر نفیسی در سالهای 1331  تا 1338 رشته تکمیلی «قلب» را در دانشگاه «هاروارد» گذراند و توانست در رشته قلب و عروق تخصص بگیرد. در پی آن، برای کارهای مطالعاتی و شرکت در همایشهای علمی، به نقاط مختلف جهان سفر کرد. 
    دکتر نفیسی در سال 1342 از «ژنرال دوگل» – رئیس جمهور وقت فرانسه – نشان «بهداشت عمومی» گرفت و در همین سال به سمت ریاست دانشکده «پزشکی و داروسازی» و مدیر گروه «داخلی و اطفال» دانشگاه اصفهان منصوب شد. وی در ادامه اجرای امور علمی و پژوهشی خود به عضویت «انجمن قلب شناسان امریکا»، «انجمن پزشکان انگلستان»، عضویت در گروه نگارش مجله های دانشگاههای ایران و مجله «خاور میانه» لبنان (که به زبان فرانسه منتشر می شد)، در آمد و از سال 1344  به انجمن نگارش «مجله دانشگاه پزشکی تهران» پیوست.

     دکتر ابوتراب نفیسی در سال 1345 از طرف شورای مرکزی دانشگاه به مدت سه سال به سمت ریاست دانشگاه «پزشکی و داروسازی» منصوب شد. همکاران و نزدیکان دیگر دکتر نفیسی اذعان دارند که وی نه به عنوان پزشک، که به عنوان حکیم، مطرح است. آنها می گویند که وی هنگام مداوای بیماران توجه خاصی به ویژگیهای روحی و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و وضعیت سکونتی بیماران دارد. توجه به این موارد به ایجاد ارتباط صمیمی با بیمار منجر می شود و در نهایت باعث سرعت گرفتن روند درمان بیمار می شود.
 دکتر نفیسی، علاوه بر بینش و دانش کافی در پزشکی جدید، اصلاعات و دانسته های فراوانی در طب قدیم دارد. «دکتر فرخ سعیدی»، از همکاران ایشان، معتقد است که دکتر نفیسی محل تلاقی و وحدت بین طب قدیم و طب جدید است ... ما در بحث طب قدیم و جدید خیلی دچار افراط و تفریط شده ایم، اما استاد بخوبی تجسم این دو نگرش را در خود جمع کرده است. هم کتاب «دکتر و کاردیوگرافی» می نویسد و هم کتاب «رازی» را ترجمه می کند؛ و در کنار آن، عقاید سنتی مردم ایران را در مورد مسائل پزشکی می نگارد. خلاصه، دکتر نفیسی  مجموعه ای از پزشکی جدید و طب قدیم است.

    تاکنون، 15 کتاب و 84 مقاله از وی به چاپ رسیده است. از نوشته های وی می توان به این عنوانها اشاره کرد:
-  پژوهش در مبانی عقاید سنتی پزشکی مردم ایران
-  خواص خوردنیها و آشامیدنیها
-  نشانه شناسی سینه 
-  نشانه شناسی دستگاه هاضمه
-  بررسی طب و طبابت در نهج البلاغه 
-  دین خدا اسلام است.
-  بررسی و تحلیل مشکلات جوانان
-  بعثت 
-  بررسی روزه از نظر طبی
-  تحقیق درباره مهر نبوت، حضرت خاتم الانبیا (ص) 
-  بررسی و نشانه های نوعی سمی که حضرت محمد (ص) و برخی از امامان معصوم را با آن مسموم کرده اند.
-  انسان یا شاهکار خلقت؛ انسان جانشین خدا در زمین

   در اینجا، قسمتی از خاطرات جالب دکتر نفیسی از سالهای طولانی تلاش و پژوهشش را برای علاقه مندان می آوریم:

 از سال دوم تأسیس آموزشگاه عالی بهداری، مسئله آموزش علمی به میان آمد. اداره فرهنگ آن زمان موافقت کرد که یکی از اتاقهای دبیرستان «سعدی» را برای تأسیس کلاس در اختیار آموزشگاه این دبیرستان استفاده کنند که در آن روزگار کاملترین آزمایشگاه در اصفهان بود.

     با پیشرفت آموزشگاه عالی بهداری و مسئله درس عملی، نیاز به سالن تشریح احساس شد که سرانجام، با موافقت اداره فرهنگ و استانداری، گاراژ فعلی استانداری و محوطه پشت آن - که متعلق به اداره فرهنگ بود - برای این منظور در نظر گرفته شد. در همین زمان، مخالفهای پیشرفت علم و دانش در شهر شایع کردند که عده ای کافر بیماران زنده را در الکل نگهداری می کنند و بعد با چاقو تکه تکه می کنند! جریان به اطلاع استاندار رسید، وی هم خواست که با حضور رئیس آموزشگاه از یکی از روحانیان معتمد دعوت شود که از سالن تشریح دیدار کند تا حقیقت امر روشن شود. روز بعد، مرحوم «محمد باقر الفت»، فرزند ارشد «آقای نجفی» (که مردی درخور اعتماد همگان بود)، از سالن تشریح دیدن کرد و از نزدیک شاهد کار بود و در آخر از آنان بسیار تقدیر کرد. در 25 تیر 1326 هم بیمارستان «خورشید» را - که در اختیار بهداری اصفهان بود - به آموزشگاه عالی بهداری دادند.

روزنامه همشهری نهم آذر 86، خبر درگذشت دکتر ابوتراب نفیسی در اصفهان را طی چند سطر کوتاه و مختصر منتشر کرد.روانش شاد باد

دسته بندي: مشاهیر این مرز و بوم,دکتر ابوتراب نفیسی,

سالگرد درگذشت اکبر پوده

اولين سالگرد درگذشت اکبر پوده، پیشکسوت دوچرخه‌سواری ایران جمعه 31 خرداد برگزار مي‌شود.

 مراسم اولین سالگرد درگذشت اکبر پوده، پیشکسوت دوچرخه‌سواری ایران ساعت 11 صبح روز جمعه 31 خردادماه برگزار خواهد شد.

وی در زمان فعالیتش به عنوان دوچرخه سوار توانست سه مدال طلا، نقره وبرنز مسابقات قهرمانی آسیا در سال 1963، مدال طلای مسابقات تور دوچرخه سواری دریای مرمر در سال 1965 را کسب کند.

این مراسم جمعه 31 خردادماه در نوبنیاد، روبه‌روی بیمارستان شهید چمران، سالن پذیرایی ساصد و از ساعت 11:00 الی 14:00 برگزار می‌شود.

دسته بندي: خبر ,اخبار روستای پوده,مشاهیر این مرز و بوم, اکبر پوده,

بیوگرافی اکبر پوده اسطوره دوچرخه سواری ایران و آسیا

 

اکبر پوده اسطوره دوچرخه سواری ایران و آسیا

 

 http://akbar-poudeh.ir22.1
اکبر پوده بیست و نهم اسفندماه سال ۱۳۱۱ در روستای پوده از توابع استان اصفهان چشم به جهان گشود.

کودکی و نوجوانی این قهرمان با دشواری و سختی بی اندازه ای سپری می شد.پدرش خانواده را ترک کرده و زندگی جدیدی را در تهران تجربه می کرد و مادر فداکارش به سختی کودکانش را بزرگ می کرد.سختی ها و ناملایمات زندگی اکبر پوده را به عنوان کودک کار وارد جامعه کرده و از او فولادی آبدیده ساخت.

30.2

در آغاز دوران جوانی اکبر پوده تصمیم گرفت تا با به کار گیری خلاقیت و استعداد بی نظیرش اقدام به تولید اسباب بازی های فلزی (مدل) نموده و وضعیت اقتصادیش را ساماندهی کند.عزم و اراده او و حمایت یکی از فروشندگان اسباب بازی در تهران به نام موسیو میرزائیان موجبات موفقیت در این شغل را برای وی فراهم نمود و سرمایه اولیه زندگی خود را از این راه به دست آورد.

20.1

اکبر پوده زندگی ورزشی خود را از سال ۱۳۳۷ با حضور در مسابقات جاده در مسیر سرخه حصار به عنوان رکابزن باشگاه تاج شروع کرد و در این مسابقه با یک دوچرخه معمولی توانست مقام دوم را کسب کند.

پوده دومین تجربه حضورش در مسابقات دوچرخه سواری را در رقابت جاده در سال ۱۳۳۸ به مسافت ۹۰ کیلومتر در دور منطقه تهران پارس تهران به دست آورد، که در این رقابت مدال طلا را برگردن آویخت.

22.2

پس از آن، بنا به در خواست خود، و با حمایت روزنامه کیهان در سال ۱۳۳۸، رکورد ۱۰۰ کیلومتر مسیر تهران – کرج ( رفت و برگشت) را بازمان ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه و ۱۰ ثانیه به نام خود ثبت کرد که پیش از این، این رکورد در اختیار مرحوم نصرت الله نادر خانی بود.لازم به توضیح است پیشتر به مدت ۱۰ سال هیچ دوچرخه سواری موفق به شکستن رکورد آقای نادرخانی نشده بود و اکبر پوده این موفقیت را در شرایطی بدست آورد که ۱۰ دقیقه رکورد آقای نادرخانی را جابجا کرد.

در سال ۱۳۳۹ در مسابقات تور شمیران، با پیشتازی و پشت سر گذشتن دیگر رکابزنان، کاپ اعلا را به دست آورد.

المپیک ۱۹۶۴ توکیو
در سال ۱۳۴۳ در بازی های المپیک ژاپن با حضور نمایندگان ۷۰ کشور ، با اختلاف چند صدم ثانیه نسبت به نفرات برتر بهترین نتیجه را در بین دوچرخه سواران آسیایی کسب نمود و شگفتی ساز شد.(عکس در ابعاد بزرگتر قابل ارائه است)

OLAMPIC 1964

با افتخار ترین کاپ قهرمانی که برای ایران به ارمغان آورده شد

20.3

پوده در سال ۱۳۴۴ در مسابقات تور دریای مرمره ترکیه شرکت کرد، در این مسابقات با توجه به اینکه با فاصله بسیار زیاد رقبا را پشت سر نهاده بود، ۷ کیلومتر مانده به خط پایان دوچرخه اش آسیب دید و دراین فاصله دوچرخه خودرا بر روی شانه گرفته و دوان دوان خود رابه پایان خط مسابقه رسانده و کاپ طلای تور ترکیه را برای مردم ایران به ارمغان می آورد.(این پاراگراف با افتخار بر روی سنگ مزار این قهرمان حک شده است)

25

عناوین قهرمانی آسیا

در مسابقات قهرمانی آسیا در سال ۱۹۶۳ مالزی اکبر پوده اولین مدال طلای تاریخ دوچرخه سواری ایران در قاره کهن را بر گردن آویخته و صاحب ۱ مدال نقره و دو مدال برنز نیز شد که تمامی مدال ها به افتخار ایرانی بودن این قهرمان شخصا توسط ملکه وقت کشور مالزی بر گردن وی آویخته شد.

33.1

خداحافظی با تیم ملی و شرکت در مسابقات قهرمانی کشور
پوده پس از کسب چندین مدال در مسابقات برون مرزی،در سال ۱۳۴۶ از حضور در تیم ملی انصراف داد و پس از آن فعالیت خود را در مسابقات داخلی شروع کرد.

وی در سال ۱۳۴۶ با حضور در مسابقات قهرمانی کشور در ماده جاده در مسیر ۱۷۵ کیلومتری مشهد- نیشابور با زمان ۵ ساعت و ۲۹ دقیقه و ۲ ثانیه توانست مقام نخست را از آن خود کند.

29.4

در سال ۱۳۴۸ در مسابقات قهرمانی کشور زنجان در ماده جاده با زمان ۵ ساعت و ۱۳ دقیقه و ۶ ثانیه بر سکوی نخست ایستاد.

پس از کسب چندین و چند عنوان قهرمانی داخلی و خارجی اکبر پوده تا جایی صاحب شهرت و عنوان شد که روزنامه کیهان اکبر پوده را به عنوان یکی از هزار چهره شاخص و معروف کشور معرفی و بیوگرافی ایشان را چاپ نمود و همچنین شرکت سازنده موتورسیکلت وسپا برای نمایش میزان قدرت محصول خود و همچنین حضور در بازار ایران و خاورمیانه از کاراکتر اکبر پوده طی حرکتی نمادین در بلوار کشاورز بهره تبلیغاتی برد.

27

بهترین خاطرات ورزشی

- در سال ۱۳۴۶ به منظور حضور در مسابقات المپیک ژاپن به اردوی تیم ملی دعوت شده بود، که با توجه به اینکه در این مسابقات اکثر رشته های ورزشی حضور داشتند، اتاق وی در خوابگاه اردوی تیم های روبروی اتاق مرحوم جهان پهلوان تختی قرار داشت، حضور تختی در خوابگاه ملی پوشان اعزامی باعث افزایش روحیه نفرات می شد، تواضع وی زبانزد مردم بود.

35.3

- زمانی که با دوچرخه شکسته توانست کاپ قهرمانی مسابقات تور دوچرخه سواری دریای مرمره ترکیه را کسب کند، در زمان بازگشت به کشور در شهر تبریز مورد استقبال گسترده مردم و مسئولان این شهر قرار گرفت.

7.1

حضور در مسابقات قهرمانی کشور پیشکسوتان

در سال ۱۳۷۶ برای اولین بار در مسابقات قهرمانی کشور پیشکسوتان بالای ۴۰ سال شرکت کرد و مقام نخست را به دست آورد.

در سال ۱۳۷۸ با حضور در مسابقات قهرمانی کشور پیشکسوتان کردستان در رده سنی ۶۳ تا ۷۰ سال مقام نخست را کسب کرد.

27.1

وفات :

سرانجام اکبر پوده که جای جای پیکره قدرتمندش را با زخم و خون و رشادت حاصل از اتفاقات و مصائب جاده های ایران و جهان به ایرانیان تقدیم نموده بود در تاریخ ۹۱/۴/۳ قلب خود را به مام میهن اهدا و دار فانی را وداع گفت و پیکر این قهرمان و اسطوره گمنام ایرانی در قطعه نام آوران بهشت زهرا در کنار بزرگانی همچون ناصر حجازی آرام گرفت.

امید است آیندگان با گسترده شدن منابع خبری و اطلاع رسانی ، هر چه بیشتر با قهرمانان و افتخار آفرینان واقعی ایران عزیز که با اهدای جسم و جانشان موجبات بالارفتن پرچم ایران و طنین انداز شدن سرود ملی کشورمان را در میادین بزرگ بین المللی فراهم نموده اند آشنا شده و از صمیم قلب به ایشان افتخار کنند.

22

 

 

 

برگرفته از:http://akbar-poudeh.ir

روحش شاد ، یادش گرامی

 

دسته بندي: مشاهیر این مرز و بوم, اکبر پوده,

پرفسور دكتر ابوالقاسم سري

 

پرفسور دكتر ابوالقاسم سري

3

پرفسور دكتر ابوالقاسم سري ، اديب ، شاعرو نويسندهء توانا از سخنسرايان معاصر به شمار است او فرزند مرحوم سيد ابراهيم سري پوده اي است ودر سال 1312 خورشيدي در اصفهان از مادري دانشمند و علامه به نام رباب آغا چشم به جهان گشود.

وي پس از آموختن دانش هاي آغازين نزد پدر و گذراندن دبستان و دبيرستان در دانشگاه تهران از درسگاه  بزرگاني چون روان شادان : دكتر محمد معين ، ابراهيم پور داوود ، علامه جلال الدين همائي ،‌ عبدالحميد بديع الزماني ، بديع الزمان فروزانفر، آقاي دكتر ذبيح ا… صفا و جز آنان دانش اندوخت تا اينكه حدود سال 1350 خورشيدي در رشتهء زبان و ادبيات فارسي به دكتراي ادبيات نائل آمد ، آنگاه جهت تكميل تحقيقات و پژوهش هاي علمي در طي سفري به آمريكا ، زماني در دانشگاه (هاروارد) و مدتي در دانشگاه (كلمبيا) در راه دانش اندوزي رنج برد .

از آثار او ست :  تصحيح و چاپ ديوان كامل شيخ علي نقي كمره اي – سخنور سدهء يازدهم – همراه با غزليات او . وي در زمينه تاريخ اجتماعي مردم ايران و جز آن ، تا كنون (1369 خورشيدي ) كتاب هاي زير را به چاپ رسانده است :

1-دين و دولت در ايران : نقش علما در دورهء قاجاريه . 2- تاريخ اجتماعي ايران در عصر قاجار در دو جلد . 3- بر افتادن صفويان و برآمدن محمود افغان . 4- اشرف افغان بر تختگاه اصفهان .  5- حكومت نادرشاه . 6- فريب خوردگان صهيونيسم . 7- درام مونيخ . 8- افسانه هاي قفقازي . 9- چنگال شير و جز آن

 

دسته بندي: مشاهیر این مرز و بوم,پرفسور دكتر ابوالقاسم سري,

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد